X
تبلیغات
رایتل
Noosînekantan sebarat be Orumieh yan her Shareki trî Kurdistan Le naw RAI bnosn ta blawî bkemewe
در کوردستان عراق اپدیت میشود
Arshive
1386/11/09
نگاهی به آسیب شناسی کُردی در شهرهمیشه کُردستانی نقده
نگاهی به آسیب شناسی کُردی در شهرهمیشه کُردستانی نقده :
نویسنده: شهین بروجردی


سلام بر برادران و خواهران عزیز کرد نقده و کل استان آذربایجان غربی – در اینجا می خواستم به تراژدی نقده و ایجاد شهرک قلابی محمدیار نقده اشاره کنم و به آسیب شناسی آن بپردازم. در اینجا فاکتورهای بیشماری جهت جذب ترکها به این منطقه و عقب نشینی برادران و خواهران آریایی کُردم از آنجا دخالت دارند که از اهم آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- سیاستهای پنهان ( برخی از عواملین افراطی و تندرو ) دولت جهت محو افکار آزادیخواهی و حق طلبی کردها
2- تبلیغ ترکهای ناسیونالیست و افراطی که در رأس کارهای اداری و اجرایی دولت در استان آذربایجان غربی به طور عام و در نقده بطور خاص قرار دارند ( مخصوصاً کارمندان و مسؤلان شهرداری و فرمانداری و استانداری و آموزش و پرورش ) علیه ملت مظلوم کرد و به دروغ نسبت دادن آنها به پ ژاک و پ ک ک و دمکرات و ... و زدن پرچسب تروریسم بودن به آنها نزد اداره ی اطلاعات استان و مقامات بالای حکومتی در تهران.
3- سپردن پستهای حساسی مثل نماینده و شورای شهر و شهردار و فرماندار به ترکها در شهرهایی مثل نقده که در اوایل انقلاب 60 درصد کرد داشت و حالا به مرز 30 درصد کاهش یافته است. بطوریکه شهردار هیچ گاه مجوز ساخت و ساز ساختمانی در نقده و محمدیار به کردها نمی دهد و اگر هم خدا رحم کند مجوز صادر فرماید باید هفت خان رستم را طی کند تا به نتیجه برسد، هرچند تا حالا موردی هم وجود نداشته است که کُردی بتواند مجوز بگیرد. ولی در عوض خیلی راحت به برادران ترکشان مجوز می دهند و حتی علناً ترکها را تشویق به گرفتن مجوز ساخت و ساز می نمایند.
حتی در طی همین سالها بود که طرحی مخفیانه که با تحریک نماینده ی تبریز و اردبیل و ترکهای نژادپرست و شدیداً مذهبی و نفوذی تهران ( که در اصل بعضی از آنها وابسته به ترکیه و آذربایجان شوروی بودند و بعضی دیگر مثل حسنی که وابسته به ترکیه یا آذربایجان شوروی نیست ولی شدیداً خصومت مذهبی و ملی با کُردها دارد و به نوعی آشکار نسبت به مردم کُرد خیانت می ورزد ) در مجلس تصویب شد که به ایجاد شهرکهایی کاملاً ترک نشین اجازه داده است که در مناطق کردها به انجام برسانند و تا حالا موفق به ایجاد شهرک " محمدیار " شده اند و می خواهند کم کم در اطراف بوکان و مهاباد و اشنویه و بازرگان و مخصوصاً " سلماس " هم این کار را انجام دهند تا بتوانند به نوعی کردها را از استان آذربایجان غربی بیرون کنند و فردا بر طبق قوانین بین المللی ادعای ارضی بر سرزمین کردستان داشته باشند ( البته این طرح به دستور حسنی برای خریدن زمین در روستاهای کُردنشین نقده هم توسط ترکهای غیربومی مثل هشترود و ملکان و مراغه هم در دستور کار قرار دارد که از سال 1384 بطور جدی پی گیر شده و شتاب بیشتری به خود گرفته است )، این در حالی است که هر چهار طرف شهرک قلابی محمدیار نقده کُردنشین می باشند. در این طرح تسهیلاتی برای افراد غیربومی شهر مثل شهروندان ترک مراغه ای و ملکان و بناب و هشترود و ... نیز در نظر گرفته شده که راحت بتوانند این کار را بکنند البته چنین طرحی ( اسکان دادن غیربومیان در آن منطقه ) در خوزستان هم توسط عواملی افراطی در دستگاه حکومتی تا حدودی اجرا شده و در کرمانشاه و استان کردستان هم پی گیر این طرح مبنی بر اسکان شهروندان غیر کرد و ایجاد شهرکهایی قلابی مثل محمدیار دراین مناطق می باشند.
البته باید عرض کنم که دولت در اینجا تماماً مقصر نیست، بلکه در اصل مسؤلان و کارکنان افراطی و خائن و وابسته به آنسوی مرزهای ایران اسلامی در آذربایجان غربی هستند که اصلاً دلشان به حال اسلام و ایران و ایرانیان و رژیم مقدس جمهوری اسلامی نمی سوزد و در پی اجرای نقشه های شوم خود مبنی بر تجزیه و آشوب و جنگ و از بین بردن هویت و موجودیت کُرد هستند که روباه صفت و خائن می باشند و با روباه صفتی شان، هم حکومت و هم طرفداران و مردمان همنژادشان را راضی نگه داشته اند( ترکهای تندرو و افراطی ) ، بنابراین دولت آقای دکتر احمدی نژاد محبوب باید عواملین این خیانتها را شناسایی کند و به مردم ایران بشناساند تا همه ی قومیتهای ایران در صلح و صفا و در زیر سایه ی پرچم حکومت جمهوری اسلامی با حقوق و امتیازات برابر زندگی کنند تا آمریکا و بیگانگان بر علیه ما تحریک نشوند و بهانه بدستشان نیفتد.
من مطمئنم کردها تجزیه طلب نیستند ولی مسؤلان اداری ترک در استان آذربایجان غربی ( البته نه همه ی آنها بلکه بعضی از آنها که شدیداً مذهبی یا ملی گرا می باشند که از کشورهای همجوار خط می گیرند و بدنبال تجزیه طلبی و آشوب و برهم زدن امنیت ملی می باشند ؛ زیرا هستند از میان همین مسؤلان ترک که براستی دلسوزند و کردها را هم دوست دارند) کاری کرده اند که آنها را وادار به تجزیه طلبی و پناه بردن به قاچاق و وابسته شدن به گروههای تندرو پژاک و پ ک ک و ... نمایند. به فاطمه ی زهرا (س) قسم اگر با کردها میانه ی خوبی داشته باشیم و به آنها همانند ترکها امتیازات قایل شویم و تبعیض را در این استان بخشکانیم و امکاناتی برابر ترکها به آنها اختصاص دهیم بیشتر از ما فارسها و نیز بیشتر از ترکها ایران را دوست خواهند داشت و دلسوزانه به عنوان مرزبانانی رشید به ایران و ایرانیان خدمت خواهند کرد، تاریخ آنرا ثابت کرده است.
4- عملکرد نماینده ی شهر که ترک می باشد در این امر نقش برجسته ای ایفا می کند بطوریکه برای اینکه بطور غیر مستقیم کردها را از شهر بیرون کند مناطق ترک نشین شهر را مثل پاریس کرده است و به اصطلاح بالا شهر کرده است ولی مناطق کردنشین شهر را به افغانستان تبدیل کرده است بدین معنی هر غریبه ای بدان شهر وارد شود کاملاً تعجب می کند و با خود می گوید چرا این قسمت از شهر کاملاً لرد نشینند ولی این قسمت شهر کاملاً فقیر و زاغه نشین می نماید. حتی یکبار که برای بازدید اداره ی خدمات بهداشتی و درمانی در دو سه سال پیش به نقده اعزام شدم دیدم که در مناطق کردنشین نقده اصلاً مدرسه ای به این صورت وجود ندارد و مرکز بهداشت و درمان و خدمات رسانی پزشکی درست و حسابی هم در آن ایجاد نشده بلکه اکثر مدارس و مراکز اداری و بهداشتی مجهز و پیشرفته در مناطق ترک نشین شهر ایجاد شده بودند و دانش آموزان بیچاره ی کرد مجبور بودند در سرمای شدید زمستان مسیر زیادی را از منطقه ی خودشان تا مدرسه بپیمایند. این صحنه ها بارها مرا به گریه انداخت و حتی یکی دو بار از مسؤلان شبکه ی بهداشت نقده پرسیدم که چرا باید عدالت در این شهر اجرا نشود و اینهمه تبعیض نژادی در این شهر وجود داشته باشد ولی متاسفانه آنها جواب درست و حسابی بهم ندادند.
5- مساله جنگ کرد و ترک در نقده در اوایل انقلاب به این امر دامن زده است بطوریکه دو طرف کرد و ترک هنوز خاطرات تلخ آن زمان را فراموش نکرده اند و هنوز هم ترکهای نقده به چشم خائن و خیانتکار و تروریست به کردها می نگرند. تا این مسایل از ذهن ترکها و کردهای عزیز پاک نشود فکر نکنم وضع رو به بهبود رود.
6- شیعه بودن ترکها برگ برنده ای است که ترکها در نزد حکومت و مقامات و مسؤلان و اداره ی اطلاعات و سپاه در مرکز استان و تهران دارند. بطوریکه تا خواسته ی ترکی در میان باشد خواسته ی کردی بر آورد نمی شود. البته من مطمئنم که رژیم تهران هم شاید تا حدودی سهل انگاری کرده باشد ولی اینقدر هم بی رحم نیست، بلکه ترکها و مسؤلان اداری ترک استان خائنند، اینقدر آمار غلط و شایعات بد در مورد کردها می دهند که دولت تهران هم بر طبق آنها قضاوت می کند و بودجه و امکانات در اختیار آنها قرار می دهد مثلاً چند سال پیش من خودم شاهد بودم که دولت بودجه ی کلانی را جهت خدمات رسانی و بهداشتی به استان آذربایجان غربی داد و در مرکز ، آمار قومیتهای موجود در این استان را از مسؤلان استانداری این استان خواسته بودند که ترکها در این آماری که به تهران ارایه دادند دقیقاً 10 درصد جمعیت و مناطق کرد را در آن ذکر کرده بودند و 90 درصد را ترک و منطقه ی ترک نشین ذکر کرده بودند
آن قدر آمار و ارقام غلط می دهند ( البته نه در بودجه ی خدمات درمانی و بهداشتی بلکه در زمینه های دیگر هم ) به همین خاطر بودجه ای به مناطق کردها باقی نمی ماند. مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری در تهران که نمی دانند در این استان دقیقاً چه خبر است خیال می کنند مسؤلان استان آذربایجان غربی و شهر نقده خیلی صادقند و هر آمار و پیشنهاد و داده ای که می دهند درست می باشد. این را باید مسؤلان اداری استان آذربایجان غربی اینقدر فهم داشته باشند که با دروغ در مورد کُردهای این استان نامه نگاری نکنند و صادقانه گزارشات صحیح و درست به مقامات بالای حکومتی برسانند و محرومیتهای کردها را به مرکز هم ارایه دهند ، درسته کردها سنی هستند ولی انسان هستند و باید بطور مساوی بودجه ی تهران را میان مردمان این استان بدون هیچ گونه تبعیضی توزیع کنند، چرا هر نماینده ی کردی که در ارومیه یا نقده خود را کاندید می کند ترکهای کارکنان مرکز استان فوری و با تحریک ملا حسنی ( امام جمعه ی ارومیه ) نامه های پیاپی به تهران می فرستند که آنها وابسته به پ ژاک و دمکرات و ... هستند تا آنها را رد صلاحیت نمایند. از مسؤلان تهران می خواهم که نسبت به این جنایات ترکهای افراطی آگاه شوند و به فکر کردهای آریایی خودمان بیفتند که در منجلاب بیکاری و فقر افتاده اند خودتان مگر نمی گویید که فقر و بیکاری شدید پدیده هایی مثل قاچاق و اعتیاد و تروریسم و ... پدید می آورد و نیز باعث بوجود آمدن افرادی تندرو و افراطی مثل پ ژاک و پ ک ک و ... می شود ( هرچند مطمئنم کُردها تروریست نیستند بلکه به خاطر این تبعیضات و نابرابریها خشونت به خرج می دهند ) پس چرا به فکر حل این بحران نیستید، کردها مجبورند کار قاچاق بنمایند و یا به کارهای آجرپزی روی بیاورند چون بودجه و امکانات کافی را برایشان در نظر نگرفته اید هر چی هست در اختیار ترکها گذاشته اند و مورد بی مهری کارمندان اداری ترک استان و شهرهای آن می باشند.
7- سهل انگاری خود کردها در این زمینه – بدین معنی که کردها هر سرمایه ای دارند روانه شهرهای دیگر می کنند و در داخل شهر خود در اختیار همنژادان خود قرار نمی دهند. در ضمن تا حالا هیچ نماینده ی کردی ( فرق نمی کند نماینده ی سردشت یا بوکان یا مهاباد یا کرمانشاه یا سنندج یا قصر شیرین و ... ) در مجلس نسبت به این تبعیضات و نابرابریها و بی عدالتیها نسبت به کُردها در استان بطور عام و در نقده بطور خاص اعتراض ننموده و معضلات و چالشهای کُردها را مخصوصاً در نقده مطرح نکرده اند چه برسد به اینکه مداوم پی گیرش باشند و به فکر حل این بحران باشند. در ضمن زنده نگه داشتن مساله شیعه و سنی میان کردها بطوریکه باعث به حاشیه راندن کردهای شیعه و عدم متحد شدن آنها ( کردهای شیعه و سنی ) گردیده است. البته کُردها هم به خاطر عدم نفوذ در مرکز تهران و نداشتن پُستهای حساس وزارتی چندان آگاهی از این ژنوسایدها ندارند و نمایندگان کُرد شهرهای کُردنشین هم اکثرشان متاسفانه فعال نیستند و بیشتر به فکر از دست ندادن موقعیت خود و نیز در فکر ثروت اندوزی می باشند.
8- پدیده خطرناک ترکی صحبت کردن میان کردها – من نمی دانم چرا کردها باید همیشه در هر شهری که حتی دو ترک هم وجود دارد باید ترکی صحبت کنند چرا به جای ترکی فارسی صحبت نمی کنید زیرا فارسی صحبت کردن بهتر از این می باشد زیرا اولاً با کُردی ریشه ی هند و اروپایی دارد و ثانیاً لا اقل هر غریبه ای به این استان وارد شود با توجه به فارسی صحبت کردن می فهمد که در اینجا همه اش ترک نیستند. همین مسأله ترکی صحبت کردن کردهای ارومیه باعث تحقیقات غلط اروپاییها شد اتفاقاً چند شخصیت اروپایی بدون مرز 3 سال پیش ( اواخر سال 83 ) برای تحقیقات نژادی و ترکیب جمعیتی ارومیه و کل استان ( بر طبق پیشنهاد مقامات آذربایجان شوروی « باکو » در اروپا ) به این استان آمدند و متاسفانه بیشتر با توجه به ترکی صحبت کردن کل مردمان استان قضاوت کردند و نیز از آنطرف هم مسؤلان اداری استان آمار غلطی ( 3 درصد کرد در ارومیه و 15 درصد در کل استان ) را در مورد جمعیت کردها به آنها داده بودند. سازمان های مدافع حقوق بشر و مدافعان سازمانهای محیط زیست جهانی و بدون مرز مرتب پی گیر این قضایا می باشند پس باید مواظب این قضیه بود.
بنابراین من از افراد عادی و بیسواد کرد منع نمی کنم که ترکی صحبت می کنند ولی از دانشجویان و باسوادان و تحصیلکردگان و کارمندان کرد استان گله مندم بنابراین تقاضامندم که اگر حتی ترکی هم بلد باشند ترکی حرف نزنند مگه نمی دانید خیلی از ترکها، زبان کردی هم بلد هستند ولی باز هم کردی حرف نمی زنند. من یکبار با یک دانش آموز کرد نقده ای برخوردم و بهش گفتم که معلمها با هاتون چطورند کردی بلدند یا نه- این دانش آموز پنجم ابتدایی در جوابم گفت خانم به خدا قسم همیشه با زبان ترکی با ما حرف می زنند و درس را به زبان ترکی توضیح می دهند اگه به فارسی یا کردی حرف بزنیم و یا بگوییم لااقل به فارسی توضیح بدهید مرا تنبیه کرده و به ناظم مدرسه معرفی می کنند تا نمره ی انضباط را از من کم نمایند و پدرم را به مدرسه می کشانند که چرا این فرزند تو اینقدر بی تربیت است ، زبان درازی می کند و به حرف معلمش گوش نمی دهد.
کاش این پدیده تنها در میان بازاریان و کوچه و خیابان می بود می بینیم که در سنگر مقدس مدرسه هم این پدیده ی ترکی صحبت کردن وجود دارد ( در حالی که زبان رسمی کشور فارسی هم هست ) منتهی دردناکتر اینجاست که اکثر کردها با دلخواه خود و بطور داوطلبانه ترکی صحبت می کنند و مایه ی افتخارشان می باشد
البته نکته ای را باید عرض کنم که برای برادران عزیز ترک زبانم سوء تفاهم نشود و آن اینکه من منظورم این نیست که زبان ترکی خدای ناکرده پدیده ی زشتی است بلکه می گویم که هر قومی با زبان و فرهنگ خود گفتگو و رفتار کند مگر نمی بینی طبیعت برای چه زیباست زیرا هر چیزی با توجه به زیبایی خود طبیعت را آراسته است انسانها هم در جهان بدین شیوه هستند هر انسانی با زبان خود حرف بزند زیباست نه اینکه به دلخواه خود به زبانی دیگر تکلم کند آنهم در سرزمینی که همنژادان خودش در آن ساکنند- اگه تبریز یا آذربایجان شوروی و یا ترکیه می بود نه به کردها بلکه به هر ملتی که زبان ترکی بلد باشد صحبت کردن به زبان ترکی را پیشنهاد می کنم ولی وقتی که در خاک خود و سرزمین آباء و اجدادی خودت هستی دیگه چرا؟ پس از برادران و خواهران عزیز باسواد و تحصیلکرده ی کرد خواهشمندم که حتماً این بند را رعایت فرمایند و به عمل و ثبوت برسانند؛ زیرا این معضل بزرگترین ضربه را به زبان مادری کُردها می زند.
در اینجا فاکتورهای دیگری در این زمینه دخیلند ولی فعلاً اینها از اساسی ترین آنها می باشند که کردها در وهله ی اول باید بدان توجه کنند.انشاء الله در آینده به راهکارهای این معضلات می پردازیم.

سه‌رژمیری میوان : 275242


Powered by BlogSky.com

دوایین نووسینه‌کان